آموزش ساختار شرکت به انگلیسی

ساختار شرکت به زبان انگلیسی: آشنایی با بخش‌ها و دپارتمان‌ها مختلف

آشنایی با ساختار شرکت به زبان انگلیسی برای هرکسی که در حوزه‌ی کسب‌وکار در شرکت‌های انگلیسی زبان فعالیت می‌کند، بسیار ضروری‌ست. با شناخت انواع مختلف ساختارهای سازمانی و دپارتمان‌های شرکت به زبان انگلیسی می‌توانیم درک بهتری از نحوه‌ی عملکرد کسب‌وکارها داشته باشیم و نقش خود را نیز بهتر ایفا کنیم. 

در این مقاله به بررسی دپارتمان های اصلی و ساختار شرکت به زبان انگلیسی می‌پردازیم:

بخش‌های فیزیکی شرکت به زبان انگلیسی

Subsidiary: شرکت‌های تابعه

به شرکت‌هایی که تحت مالکیت یا کنترل یا زیرمجموعه‌ای از یک شرکت بزرگ‌تر (parent company) هستند، شرکت‌های تابعه گفته می‌شود. حداقل نیمی از شرکت باید متعلق به یک شرکت بزرگ‌تر باشد. 

Google is a subsidiary of Alphabet Inc.

گوگل یک شرکت تابعه از آلفابت است.

The company owns several subsidiaries in Asia.

این شرکت چندین شرکت تابعه در آسیا دارد.

A subsidiary operates independently but follows the parent company’s policies.

یک شرکت تابعه به طور مستقل فعالیت می‌کند اما سیاست‌های شرکت مادر را دنبال می‌کند.

Factory/Plant: کارخانه/واحد تولیدی

کارخانه یا واحد تولیدی مکانی‌ست که محصولات یا کالاها در آن تولید و مونتاژ می‌شوند. واژه‌ی plant بیشتر در زمینه‌های صنعتی به کار می‌رود.

The factory produces electronic devices.

این کارخانه دستگاه های الکترونیکی تولید می‌کند.

They work at a car manufacturing plant.

آن‌ها در یک واحد تولید خودرو کار می‌کنند.

The company opened a new factory in Mexico.

این شرکت یک کارخانه جدید در مکزیک افتتاح کرد.

Call Centre: مرکز تماس

بخشی از یک شرکت یا دفتر که مشتریان با برقراری تماس با این بخش، می‌توانند مشکلات، نظرات و سوا‌ل‌های خود را مطرح کنند. این بخش معمولاً برای پشتیبانی یا فروش استفاده می‌شود.

The call centre handles customer complaints.

مرکز تماس به شکایات مشتریان رسیدگی می‌کند.

Many companies outsource their call centres.

بسیاری از شرکت‌ها مرکز تماس خود را برون‌سپاری می‌کنند.

I spoke to an agent at the call centre yesterday.

من دیروز با یکی از کارمندان مرکز تماس صحبت کردم.

Headquarters – HQ: دفتر مرکزی

دفتر مرکزی مهم‌ترین و اصلی‌ترین دفتر ی شرکت است که تصمیم‌گیری‌های کلان و اصلی در آن انجام می‌شود.

The company’s headquarters is in New York.

دفتر مرکزی شرکت در نیویورک است.

Apple’s headquarters is called Apple Park.

دفتر مرکزی اپل «اپل پارک» نام دارد.

The headquarters oversees all subsidiaries.

دفتر مرکزی بر تمام شرکت‌های تابعه نظارت می‌کند.

Distribution Centre: مرکز توزیع

مرکز توزیع بخشی‌ست که محصولات پس از تولید به آنجا منتقل می‌شوند، سپس از آنجا به قروشگاه‌ها یا مشتریان ارسال می‌شوند.

The distribution centre ships goods to retailers.

مرکز توزیع کالاها را برای خرده‌فروشان ارسال می‌کند.

Amazon has several distribution centres across Europe.

آمازون چندین مرکز توزیع در سراسر اروپا دارد.

A distribution centre stores products before delivery.

مرکز توزیع محصولات را پیش از تحویل انبار می‌کند.

Warehouse: انبار

به مکانی که کالاها، مواد اولیه یا محصولات نهایی در آن نگهداری می‌شوند، انبار می‌گویند. تفاوت انبار با مرکز توزیع این است که انبار معمولاً برای ذخیره‌سازی طولانی استفاده می‌شود.

The warehouse is full of raw materials.

انبار پر از مواد اولیه است.

They rented a warehouse to store the products.

آن‌ها یک انبار اجاره کردند تا محصولات را نگهداری کنند.

Workers are loading trucks at the warehouse.

کارگران در حال بارگیری کامیون‌ها در انبار هستند.

Outlet: نمایندگی/فروشگاه  

به فروشگاه‌هایی که محصولات شرکت را مستقیماً به مشتریان می‌فروشد، نمایندگی می‌گویند. 

We bought these shoes at an outlet store.

ما این کفش‌ها را از یک نمایندگی فروش خریدیم.

Nike has many outlets around the world.

نایکی نمایندگی‌های زیادی در سراسر جهان دارد.

Factory outlets sell products at lower prices.

نمایندگی‌های کارخانه محصولات را با قیمت پایین‌تر می‌فروشند.

دپارتمان‌های شرکت به زبان انگلیسی

Human Resources – HR Department: منابع انسانی

دپارتمان منابع انسانی مسئول مدیریت کارمندان است. وظایف اصلی آن شامل استخدام (recruitment)، آموزش (training)، پرداخت حقوق و مزایا (salary & benefits)، و رسیدگی به روابط کاری (employee relations) می‌شود. این بخش یکی از مهم‌ترین بخش‌ها برای حفظ رضایت کارکنان و رشد سازمان است.

The HR department is responsible for recruiting new employees.

دپارتمان منابع انسانی مسئول استخدام کارمندان جدید است.

HR organizes training programs for staff.

منابع انسانی دوره‌های آموزشی برای کارکنان برگزار می‌کند.

If you have any problems at work, talk to the HR manager.

اگر در محل کار مشکلی داشتید، با مدیر منابع انسانی صحبت کنید.

Finance and Accounting Department: مالی و حسابداری

دپارتمان مالی وظیفه‌ی مدیریت بودجه، پرداخت‌ها، دریافت‌ها و گزارش‌های مالی را بر عهده دارد. بخش حسابداری هم به ثبت تراکنش‌ها و بررسی صورت‌های مالی می‌پردازد.

The finance department prepares the annual budget.

دپارتمان مالی بودجه سالانه را آماده می‌کند.

Accounting records all financial transactions.

حسابداری تمام تراکنش‌های مالی را ثبت می‌کند.

The manager asked for a financial report from the accounting team.

مدیر یک گزارش مالی از تیم حسابداری خواست.

Marketing and Sales Department: بازاریابی و فروش

این دپارتمان وظیفه جذب مشتریان، تبلیغات، تحقیق بازار و فروش محصولات یا خدمات را بر عهده دارد. 

The marketing team launched a new advertising campaign.

تیم بازاریابی یک کمپین تبلیغاتی جدید راه‌اندازی کرد.

Sales representatives meet clients and close deals.

نمایندگان فروش با مشتریان ملاقات می‌کنند و قرارداد می‌بندند.

Good marketing increases sales and brand awareness.

بازاریابی خوب باعث افزایش فروش و آگاهی از برند می‌شود.

Service Centre – customer service: مرکز خدمات – خدمات مشتریان

مرکز خدمات، محلی است که مشتریان برای دریافت خدمات پس از فروش، تعمیرات یا مشاوره به آن مراجعه می‌کنند.

The service centre provides technical support.

مرکز خدمات پشتیبانی فنی ارائه می‌دهد.

Customers bring their cars to the service center for maintenance.

مشتریان خودروهای خود را برای تعمیر به مرکز خدمات می‌آورند.

Good customer service keeps customers loyal.

خدمات مشتریان خوب، مشتریان را وفادار نگه می‌دارد.

Research and Development – R&D: تحقیق و توسعه

دپارتمان تحقیق و توسعه مسئول نوآوری، طراحی محصولات جدید و بهبود محصولات موجود است.

The R&D department is working on a new product.

دپارتمان تحقیق و توسعه روی یک محصول جدید کار می‌کند.

Innovation comes from strong research and development.

نوآوری از تحقیق و توسعه قوی سرچشمه می‌گیرد.

They invested a lot of money in R&D.

آن‌ها سرمایه‌گذاری زیادی روی تحقیق و توسعه کردند.

IT Department: فناوری اطلاعات

دپارتمان فناوری اطلاعات وظیفه پشتیبانی از سیستم‌های کامپیوتری، شبکه‌ها، نرم‌افزارها و امنیت سایبری را دارد.

The IT department fixed my computer problem.

دپارتمان فناوری اطلاعات مشکل کامپیوترم را حل کرد.

IT maintains the company’s software and servers.

فناوری اطلاعات نرم‌افزارها و سرورهای شرکت را نگهداری می‌کند.

Cybersecurity is an important part of the IT department.

امنیت سایبری بخش مهمی از دپارتمان فناوری اطلاعات است.

Operations and Production: عملیات و تولید

این بخش وظیفه تولید کالا یا ارائه خدمات را بر عهده دارد. عملیات (operations) شامل مدیریت فرآیندها و منابع است، و تولید (production) تمرکز اصلی‌اش روی ساخت محصولات است.

The production department manufactures the company’s products.

دپارتمان تولید محصولات شرکت را می‌سازد.

The factory works closely with the production team.

کارخانه ارتباط نزدیکی با تیم تولید دارد.

Operations ensure that everything runs smoothly.

عملیات اطمینان حاصل می‌کند که همه چیز به خوبی پیش برود.

دپارتمان‌های اصلی یک شرکت

کلام آخر

در این مقاله آموختیم چگونه درباره‌ی ساختار شرکت به زبان انگلیسی صحبت کنیم. دانستن کلمات مرتبط با انگلیسی کسب‌وکار برای فعالان این حوزه بسیار کلیدی‌ست. تیم آموزشی ناوان با تخصص خود در آموزش انگلیسی کسب‌وکار به شما کمک می‌کنند تا صفر تا صد Business English را به صورت کاربردی بیاموزید. برای شرکت در کلاس‌های زبان ناوان کافی‌ست همین حالا فرم تعیین وقت مشاوره را پر کنید تا ما با شما ارتباط برقرار کنیم.

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *