تمام اصطلاحات اقتصادی در انگلیسی که باید بدانید
- Atiyeh
اگر در یک شرکت بینالمللی کار میکنید یا اگر قرار است در کشور دیگری زندگی کنید، با واژگان مالی و اصطلاحات اقتصادی در انگلیسی سروکار خواهید داشت. ما در این مقاله به بررسی بیست اصطلاح رایج در دنیای اقتصاد میپردازیم که هم در مکالمات رسمی در محیط کار و هم در زندگی روزمره استفاده میشود.
اصطلاحات اقتصادی در انگلیسی برای حسابداری و گزارش مالی
Accounts: حسابها
حسابها به سوابق تمام تراکنشهای مالی، شامل هزینهها و رسیدهای یک سازمان یا یک فرد میگویند.
Sheila needs to check her accounts to see if she can afford the new house.
شیلا باید حسابهای خود را بررسی کند تا ببیند آیا میتواند از پس هزینههای خانه جدید برآید یا خیر.
The company’s accounts are audited annually.
حسابهای شرکت بهصورت سالانه حسابرسی میشوند.
Balance Sheet: ترازنامه
ترازنامه، گزارشی از داراییها، بدهیها و سرمایه یک شرکت در یک مقطع زمانی خاص است.
One look at the balance sheet told Arjun that the company wasn’t worth investing in.
با یک نگاه به ترازنامه، آرجون متوجه شد که این شرکت ارزش سرمایهگذاری ندارد.
Net Asset Value – NAV: ارزش خالص دارایی
ارزش کل داراییهای یک شرکت پس از کسر بدهیها.
A mutual fund’s net asset value will tell you if your investment is worth it.
ارزش خالص داراییهای یک صندوق سرمایهگذاری مشترک به شما میگوید که آیا سرمایهگذاری شما ارزشش را دارد یا خیر.
The NAV of the fund rose by 10%.
ارزش خالص دارایی صندوق ۱۰٪ افزایش یافت.

اصطلاحات اقتصادی در انگلیسی برای مالیات و دوره مالی
Financial Year/Fiscal Year: سال مالی
سال مالی به یک دوره ۱۲ ماه متوالی یا ۵۲ هفته متوالی اشاره دارد که پس از آن گزارشهای مالی تهیه میشوند. این سال ممکن است با سال تقویمی مطابقت نداشته باشد. در ایالات متحده به آن سال مالی میگویند و گاهی اوقات سال مالیاتی نیز نامیده میشود.
The next fiscal year will begin in October 2017 and go until September 2018.
سال مالی بعدی از اکتبر ۲۰۱۷ آغاز میشود و تا سپتامبر ۲۰۱۸ ادامه دارد.
Income Tax: مالیات بر درآمد
مقداری از درآمد فرد یا شرکت که به دولت پرداخت میشود.
The loopholes in the taxation system helped the wealthy oil company owner escape millions of dollars in income tax, without technically violating the law.
نقاط ضعف موجود در سیستم مالیاتی به مالک ثروتمند شرکت نفتی کمک کرد تا بدون نقض فنی قانون، از پرداخت میلیونها دلار مالیات بر درآمد فرار کند.
He pays 20% income tax on his salary.
او ۲۰٪ از حقوقش را بهعنوان مالیات بر درآمد میپردازد.
Capital Gains Tax – CGT: مالیات بر سود سرمایه
مالیات بر سود سرمایه، میزان مالیاتی است که از سود حاصل از فروش یک دارایی سرمایهای (اعم از ملک یا سهام) قابل پرداخت است.
Before you sell off the old farmhouse, keep in mind the capital gains tax that you’ll have to pay.
قبل از فروش خانه قدیمی، مالیات بر سود سرمایهای را که باید بپردازید، در نظر داشته باشید.
Investors must pay capital gains tax on profits.
سرمایهگذاران باید بابت سودهای خود مالیات بر سود سرمایه پرداخت کنند.
Pay As You Earn – PAYE: پرداخت مالیات همزمان با درآمد
روشی که مالیات بهطور مستقیم از حقوق ماهانه کسر میشود.
I thought the PAYE system would cut down on my earnings, but it has actually made my life easier.
من فکر میکردم سیستم PAYE درآمد من را کاهش میدهد، اما در واقع زندگی من را آسانتر کرده است.
Most employees pay their taxes through PAYE.
اکثر کارمندان از طریق سیستم PAYE مالیات پرداخت میکنند.
Value-added Tax – VAT: مالیات بر ارزش افزوده
نوعی مالیات غیرمستقیم که روی فروش کالاها و خدمات اعمال میشود.
Before going to a fancy restaurant, check their VAT rates unless you want to be surprised by the bill.
قبل از رفتن به یک رستوران مجلل، نرخ مالیات بر ارزش افزوده آنها را بررسی کنید، مگر اینکه بخواهید با صورتحساب غافلگیر شوید.
The price includes 15% VAT.
قیمت شامل ۱۵٪ مالیات بر ارزش افزوده است.
Tax Haven: بهشت مالیاتی
کشوری با نرخ مالیاتی بسیار پایین یا بدون مالیات برای جذب سرمایه.
Some companies shift profits to tax havens.
برخی شرکتها سود خود را به بهشتهای مالیاتی منتقل میکنند.

اصطلاحات اقتصادی در انگلیسی در بازار مالی و سرمایهگذاری
Earnings Per Share – EPS: سود هر سهم
سود خالص شرکت تقسیم بر تعداد سهام
Mark’s team decided to join the company because of the company’s increasing earnings per share.
تیم مارک به دلیل افزایش سود هر سهم شرکت تصمیم به پیوستن به آن گرفت.
The company reported earnings per share of $2.
شرکت سود هر سهم را ۲ دلار گزارش داد.
Shareholder: سهامدار
کسی که سهام یک شرکت را در اختیار دارد.
James recently became a shareholder in a major corporation.
جیمز اخیراً سهامدار یک شرکت بزرگ شده است.
Shareholders will vote at the annual meeting.
سهامداران در نشست سالانه رأی خواهند داد.
Yield: بازده
بازده به سود سالانه حاصل از یک سرمایهگذاری اشاره دارد و اغلب به صورت درصد بیان میشود.
What’s the minimum yield you expect from this investment?
حداقل بازده مورد انتظار شما از این سرمایهگذاری چقدر است؟
This bond offers a 5% yield.
ترجمه: این اوراق قرضه ۵٪ بازده دارد.
White Knight: شوالیه سفید
شرکتی که برای جلوگیری از خرید خصمانه، شرکت دیگری را بهطور دوستانه خریداری میکند
Patrick Soon-Shiong is considered a white knight for investing in Tribune Publishing, which would have otherwise been taken over by Gannett Co.
پاتریک سون-شیونگ به دلیل سرمایهگذاری در انتشارات تریبون، که در غیر این صورت توسط شرکت گانت تصاحب میشد، یک شوالیه سفید محسوب میشود.
A white knight saved the company from a hostile takeover.
یک شوالیه سفید شرکت را از تصاحب خصمانه نجات داد.
Zombie Fund: صندوق سرمایهگذاری نیمهفعال
اصطلاحی عامیانه برای صندوقی که فعالیتش متوقف شده ولی هنوز بسته نشده است.
Joe’s life insurance company is nothing more than a zombie fund, so it’s better to stay away from it.
شرکت بیمه عمر جو چیزی بیش از یک صندوق زامبی (صندوق سرمایهگذاری نیمهفعال) نیست، بنابراین بهتر است از آن دوری کنید.
Investors are trapped in zombie funds with no growth.
سرمایهگذاران در صندوقهای نیمهفعال بدون رشد گیر افتادهاند.

اصطلاحات اقتصادی در انگلیسی برای نظریههای اقتصادی
Macroeconomics: اقتصاد کلان
Microeconomics: اقتصاد خرد
اقتصاد کلان به به عملکرد کلی اقتصاد میپردازد، در حالی که اقتصاد خرد به مطالعه واحدهای منفرد، مانند یک شخص یا یک شرکت، اشاره دارد.
If you want to analyze general trends in an economy, study macroeconomics. But if you’re looking to run a successful business, microeconomics is the key.
اگر میخواهید روندهای کلی یک اقتصاد را تجزیه و تحلیل کنید، اقتصاد کلان را مطالعه کنید. اما اگر به دنبال اداره یک کسب و کار موفق هستید، اقتصاد خرد کلید اصلی است.
Macroeconomics studies inflation and unemployment.
اقتصاد کلان به مطالعه تورم و بیکاری میپردازد.
Keynesian Economics – اقتصاد کینزی
نظریهای که بر نقش دولت در تحریک تقاضا تأکید دارد.
Keynesian economics supports government spending in recessions.
اقتصاد کینزی از هزینههای دولتی در دوران رکود حمایت میکند.
Real Interest Rate: نرخ بهره واقعی
نرخ بهره فعلی منهای تورم را نرخ بهره واقعی میگویند.
If inflation is 5% and interest is 8%, the real interest rate is 3%.
اگر تورم ۵٪ و بهره ۸٪ باشد، نرخ بهره واقعی ۳٪ خواهد بود.
X-Efficiency: کارایی X
مفهومی در اقتصاد که نشان میدهد شرکتها چقدر در بهرهوری داخلی کارآمد هستند.
John’s company, being a small one, is unable to compete with the major firms. The workers know this, which is why they don’t work as hard—no wonder their x-efficiency fails.
شرکت جان، به دلیل کوچک بودن، قادر به رقابت با شرکتهای بزرگ نیست. کارگران این را میدانند، به همین دلیل است که به سختی کار نمیکنند – جای تعجب نیست که کارایی X آنها شکست میخورد.
X-efficiency explains productivity differences among firms.
کارایی X تفاوتهای بهرهوری بین شرکتها را توضیح میدهد.

اصطلاحات اقتصادی در انگلیسی برای ساختار بازار و رقابت
Oligopoly: انحصار چندگانه
بازاری که تحت سلطه چند شرکت اصلی است، بنابراین در این بازار رقابت کمتری وجود دارد.
The airline industry is often considered an oligopoly.
صنعت هواپیمایی اغلب بهعنوان انحصار چندگانه شناخته میشود.
Quota: سهمیه
محدودیت تعیینشده بر واردات یا صادرات.
The government set a quota on car imports.
دولت سهمیهای برای واردات خودرو تعیین کرد.
کلام آخر
یادگیری اصطلاحات اقتصادی در انگلیسی به شما این امکان را میدهد که متون تخصصی را بهتر بفهمید، در گفتوگوهای حرفهای با اعتمادبهنفس شرکت کنید و درک عمیقتری از اخبار و تحلیلهای اقتصادی بینالمللی به دست آورید. تیم آموزشی ناوان با گردآوری بهروزترین متون و با استفاده از روشهای نوین آموزشی به شما کمک میکند تا این اصطلاحات -که گاه یادگیری آنها دشوار است-به راحتی درک کنید. برای یادگیری انگلیسی کسبوکار ناوان با تجربهی طولانی خود بهترین گزینه است. برای شرکت در کلاسهای ما کافی ست با پر کردن فرم تعین سطح در مشاوره رایگان ما شرکت کنید.
اشتراک گذاری: